نیاباران
نیا باران زمین جای قشنگی نیست!
من از جنس زمینم ،
خوب می دانم که گل در عقد زنبور است
اما یک طرف سودای بلبل ،
یک طرف بال و پر و پروانه را هم دوست می دارم ،
نیا باران
پشیمان می شوی از آمدن،
زمین جای قشنگی نیست ،
در ناودانها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم ،
خوب می دانم
، که اینجا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند
، در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند
، در اینجا فال حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند
خوب می دانم که گل در عقد زنبور است
اما یک طرف سودای بلبل ،
یک طرف بال و پر و پروانه را هم دوست می دارم ،
نیا باران
پشیمان می شوی از آمدن،
زمین جای قشنگی نیست ،
در ناودانها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم ،
خوب می دانم
، که اینجا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند
، در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند
، در اینجا فال حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند
نیــــــــــا باران زمین جای قشنگی نیست...

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:15 توسط ساقی
|